خرزو خان
نظراتم راجب جامعه و سیاست بعلاوه دلمشغولیهام و چیزهایی رو که فکر میکنم به ارتقای سطح دانش شما خواننده میتونه کمک کنه رو اینجا مینویسم

گودر و کامنت گذاری

ارسال شده در: , , , , , . نوشته‌شده توسط خرزو

گودر برای من شده غذا، صبحانه، نهار، عصرانه، شام
گودر شده روزنامه ای با ستونهای دلخواه من
گودر شده لحظات شاد و خنده دار من
گودر شده مکان حمایت من از عقاید و افکار (لایک زدن و شیر کردن)
گودر شده در جمع و جامعه بودن من
گودر شده بروز بودن من
گودر شده جایی برای تعدیل افکارم (با خواندن عقاید متفاوت و متضاد یا پشیمانی های دیگران)
گودر شده جام جهان نمای من
گودر شده تلویزیون من
گودر شده راه بلندگوی من(شیر کردن پستهام)
گودر شده ...

خدا گودر از ما نگیره.

ممنونم گوگل
دوستان خوبی در گودر پیدا کردم مثل yunus, aren, e67.y, bamdad و سمیه.
دوستانی که تا به حال با اونها صحبت نکردم اما علایق و دل مشغولیهاشون رو میشناسم.

اما این پست رو نوشتم که بگم ای کاش تنها به شیر کردن بسنده نکنیم، ای کاش برای پستها بیشتر کامنت بزاریم یا کامنت ریپلای کنیم این طور دوستی های جذاب تری خواهیم داشت بعلاوه یک پست میتونه جذابتر یا غنی تر بشه.

-----------
نکته: گفتم گودر شده راهی برای شیر کردن پستهام، این کار رو نه از روی خود پسندی بلکه به این دلیل میکنم که هیچ تبلیغی برای وبلاگم نکردم و حتی دوستانم هم از وجود آن اگاه نیستند، پس مجبورم تا شاید خواننده ای پیدا کنم

 

عقیده من

ارسال شده در: , . نوشته‌شده توسط خرزو

حرف من اینه
دولت بیکفایته و نالایقه
این رو توی کارهاشون نشون دادن
باید عوض بشن
اما هیچ تعصبی به این که چه کسب جاش بیاد برام وجود نداره
و اصلا هم موافق دخالت خارجی ها نیستم
بعلاوه حتما باید مسئولیت مشکلات معلوم بشه و نتیجه اعمالش رو ببینه وگرنه تضمینی نیست که نفر بعدی هم همین راه رو نره
این رو میگم تا خط فکرم معلوم باشه

 

ترم پیش سیستم عامل درس دادم، بعلاوه همون موقع بود که یه هارد اکسترنال هم خریدم.

خواسته هایی برای استفاده از هارد اکسترنالم داشتم که نرم افزاری برای اون پیدا نکردم.

اما خواسته های من چی بود؟

اول اینه که من اطلاعات زیادی روی هارد اکسترنالم دارم اما از تمام اونها با هم استفاده نمیکنم. بسته به پروژه یا شرایط کاریم ممکنه از یک فولدر در یک زمان بیشتر استفاده کنم. یا بطور موقت از یک فایل استفاده کنم. خوب توی اون هفته اون فولدر رو روی کامپیوترم منتقل میکنم تا نیاز به دسترسی مکرر به هاردم نداشته باشم. بعد از اتمام کارم باید برشکردونم به هارد دیسک.

دوم اینکه من فایلهام رو بسیار منظم نگهداری میکنم اما همیشه هارد اکسترنال به کامپیوتر وصل نیست پس جا گذاری مناسب فایل های جدید به تاخیر میافته و وقتی به تاخیر بیقته زیاد میشه و فراموش میشه چی بود و کار سخت میشه

سوم اینکه من نمیتونم بدون وجود هارد اکسترنالم بدونم چه فایلهایی دارم یا ندارم با اینکه این اطلاعات یعنی دایرکتوری جای بسیار کمی میگیره

چهارم اینکه سرعت هارد من قاعدتا باید از هارد اکسترنال بیشتر باشه. پس ممکنه بخوام برای سرعت بیشتر بعضی فایلها رو از کامپوتر اجرا کنم.

پنجم دیدن یه فیلم از هارد اکسترنال ممکنه 2 ساعت طول بکشه اما اگه فایل خود به خود همون اول کار به کامپیوترم منتقل میشد میتونست وسط کار هارد به حالت اماده باش بره یا حتی وجود دایرکتوری توی هارد اصلی باعث میشه هارد تا زمانی که به فایلی دسترسی نشده بتونه در حالت اماده باش بمونه.

ششم ...

خوب من بخاطر خواسته هام این پستو ننوشتم، بلکه ایده ای هم واسش دارم
توی درس سیستم عامل میخونیم که کش و بافر و حافظه مجازی خیلی از مشکلات بالا رو حل میکنه البته داشتن کپی کامل دایرکتوری در هارد اصلی رو هم میشه به اون اضافه کرد.

این ایده بدرد یه دانشجوی کارشناسی کامپیوتر میخوره که بخواد یه پروژه خوب تحویل بده. بعلاوه این پروژه براش یه سابقه مهم هم خواهد بود.
البته احتمال اینکه بشه ازش پول در اورد کمه، چون اینجا ایرانه. اما اگه بصورت اوپن سورس انجام بشه حتی ممکنه بتونه باعث شهرت انجام دهنده بشه.

حرف اخر: ای کسی که این ایده رو میخوای اجرایی کنی من دو خواهش دارم:
اول اینکه مخفی نکن که ایده رو از اینجا گرفتی.
دوم اینکه خواهش میکنم اسمش محصول و پروژه رو ایلیا بذار. به نام عزیز من.

بعلاوه روی کمک من هم میتونی حساب کنی، همچنین خیلی خوشحال خواهم شد اگه بفهمم میخوای این کار رو بکنی
پست مرتبط:
گجت سخن نغز بزرگان دینی و ایرانی به انگلیسی

 

این مطلب رو توی ریدرم خوندم اما چون نمیتونستم بیشتر از یک بار لایک کنم اینجا کپیش میکنم:

حتماً خبر را شنیده‌اید ... این که مدیر اداره حفاظت محيط زيست شهرستان آستارا – آقای ساسان اکبری‌پور – در روز روشن و در حضور مردم توسط راننده‌ی شهردار لوندويل آستارا اقدام به زیرگیری می‌شود! در حالی که به گزارش ایسنا: «شهردار صراحتاً فرياد مي‌زد که رييس اداره محيط زيست را زير بگيريد، خودم ديه آن را پرداخت مي‌کنم
امّا جرم آن سلحشور سبز چه بود که از سوی شهرداری که باید خود حافظ سبزینه باشد، اینگونه به مرگ نزدیک شد (هرچند خوشبختانه فعلاً جاخالی داده است!)؟
آیا این شرم‌آور نیست که به جرم پاسداری از کیان سبز سرزمین و جلوگیری از تخریب بستر رودخانه و نابودی تالاب ارزشمند «آق»، مأموری را این گونه تهدید و تحدید کنند؟ یادمان باشد که ساسان اکبری‌پور همان سلحشور سبزپوشی است که پیش‌تر از طرح ضربتی خود برای جلوگیری از برداشت غیرمجاز شن و ماسه خبر داده بود؛ همان مدیری که شجاعانه یک باند صید و فروش پرندگان کم‌یاب را کشف و نابود کرد؛ همان مدیری که از حرکت شیرابه‌ها به سمت دریا خبر داد و برای نجات چکاوک آسمانی خون دل‌ها خورد ...
به باورم چنین رخدادهایی مظلومیت مضاعف محیط زیست و طرفداران بی‌پناهش را به خوبی نمایان می‌سازد! نمی‌سازد؟
روایت دیده‌بان عزیز محیط زیست ایران و سبزپرس را از این ماجرای غم‌انگیز بخوانید و اگر دوست داشتید، هر گونه که می‌توانید، انزجار خود را از عمل زشت شهردار لوندویل آستارا اعلام دارید و اگر بیشتر دوست داشتید، از ساسان اکبری‌پور عزیز حمایت کنید.

مرجع : مهار بیابان زایی

 

بابا این چه وضعیه
امروز بعد از چند ماه دوستم رو دیدم. واسه یه شرکت پیمانکاری کار میکرد، 6 ماهه حقوق نگرفته!!!!!!!!!
مملکته داریم؟
تازه توی شهرداری کار میکنه اما به عنوان کارمند اون شرکت! یعنی یه راه حل واسه این که شهرداری کارمند استخدام نکنه!
یعنی نمیتونن قانون بذارن که اگه شرکت پیمانکار حقوق کارمندهاش رو نداد یا دیر داد شهرداری بیچارشون کنه؟ (چرا میشه بعضی جاها این کار رو میکنن)
اما کی اهمیت میده؟
کی اهمیت میده یه مرد عیالوار 6 ماه حقوق نگرفته باشه؟
اونم از ترس از دست دادن کارش جیکش در نمیاد!
------------
پی نوشت: میگی زندگیش چطور میگذره؟ بعد از ساعت 2 میره کار دیگه میکنه، زنش کار میکنه، قرض میکنه و ...
لعنت به #@!^%^%&&#!@&*

 

خسته شدم از این همه دروغ

ارسال شده در: . نوشته‌شده توسط خرزو

خسته شدم از این همه دروغ
خسته شدم از مردمی که هر دروغی رو باور میکنن
خسته شدم از مردمی که برای پیش برد هدف دروغ میگن
خسته شدم از جنگ قدرتها
خسته شدم از سکوت بره ها
خسته شدم از اسمون ریسمون بافتن ازربط دادن هر چیز به هر چیز
خسته شدم .

 

من هیچ گاه به معنای واقعی دوست دختر نداشته ام اما فکر میکردم دخترها رو خوب میشناسم، اخلاق و تفکراتشون رو میشناسم. خیلی از شناخت بخاطر دوستانی بود که با دختران رابطه داشتند. اما جدیدا با دوستانم راجب این موضوع بحث میکردیم و من فهمیدم که چقدر در اشتباه بودم. یکی از دوستانم هم تجربیاتش رو بخاطر یک رابطه بد و مراجعه به روانشناس بدست آورده بود. دوستم گفت که اون روانشناس کتابی با عنوان آنچه زنها میخواهند مردان بدانند بهش معرفی کرده. من تا به حال نصف این کتاب رو خوندم و متوجه اختلاف فاحش تفکرات زنان و مردان شدم. خیلی از دعواهایی که از پدر و مادرم، از دوستام و زنهاشون و از بقیه زوجها رو دیدم تازه فهمیدم.

من به همه توصیه میکنم، بیشتر از توصیه، خواهش میکنم این کتاب رو بخونند.
اگر شک دارید زمانی که فکر کردید شریک شما رفتارهای دیوانه کننده داره بسراغ این کتاب بروید.
---------
ممنون دکتر، ممنون محسن