۱۳۸۸ تیر ۱۷, چهارشنبه

خلاقیت ، موانع ، مراحل - علمی


خلاقیت یعنی آواز خواندن با نتهای خویش
این جمله یکی از تعریفهایی که توی "کتاب کار آفرینی" آمده.
توی این کتاب درباره نظریه های خلاقیت ، فرایند خلاقیت، تفکر خلاق، موانع خلاقیت و تکنیکهای خلاقیت چیزهایی نوشته شده.
بخش موانع خلاقیت خلاصه و جالب هست، واسه بطور خلاصه اینجا مییارمش:
موانع خلاقیت:
تاکید بر مفروضات قبلی. اینکه فکر کنیم روش موجود تنها روش انجام اون کارترس از احمق بنظر رسیدن. دیدین ملت سر کلاس بندرت سئوال میپرسه، چون فکر میکنن بقیه میدونن و میترسن احمق بنظر برسن.(توی این مورد من خیلی خیلی شجاعم:)))ارزیابی فوری. خیلی از ایده ها چون بنظر غیر عملی یا احمقانه مییاد راهی سطل زباله میشناعتقاد به وجود یک راه درست. این تفکر که برای انجام هر کاری "تنها یک پاسخ درست" وجود دارد.کار خلاقانه سه مرحله داره:
شناسایی محدودیتها یا قیود خود نهادهبرداشتن این محدودیت هاکشف نتایج حاصل از برداشتن این محدودیت ها
بطور مثال معمای زیر رو ببینید:
فکر میکنید میتونید با چهار خط مستقیم و بدون جدا کردن قلم از کاغذ، از همه نقطه ها رد بشید؟


.
.
.
اگر نتونستید حلش کنید بخاطر اینه که محدودیت خود نهاده برقرار کردید. کجای معما گفته شده بود نباید از چهار چوب مربع بیرون برید؟
حلش رو ببینید



شما ادم خلاقی هستید؟
روشتون چیه؟

خاک و خاشاک - انتقاد

خوشحالم که ایران رو خاک و خاشاک گرفته، شاید کسی فکری برای این مشکل بکنه
اخه ملت تازه فهمیدن اهوازی ها و اونطرفیها چه ها که نمیکشن
همین!

۱۳۸۸ تیر ۱۴, یکشنبه

کارآفرینی: ایجاد، پایش و رشد کسب و کار

سلام دوستان
امروز میخوام کتابی درباره کارآفرینی معرفی کنم، نویسنده این اثر، مهندس سید محمد حسن شهشهانی 3 استارتاپ در زمینه مدیریت داشته، و مدیر جشنواره خوارزمی در بخش کارآفرینی بوده.
این کتاب با توضیح کارآفرینی و معرفی روش و شخصیت کارآفرین شروع شده.
در فصل دوم به نوآوری و خلاقیت میپردازه، این بخش تکنیکهایی رو برای خلاقیت فردی و گروهی معرفی کرده. تکنیکهای گروهی برای ایرانیها که کار گروهی رو بلد نیستند عالی هست.
فصل سوم به ریسک میپردازه، در این فصل یاد میگیریم چطور ریسک کاری که میخواهیم انجام دهیم را ارزیابی کنیم.
بخش دوم آمادگی و ایجاد یک کسب و کار و بخش سوم پایش و رشد یک کسب و کار است.

این کتاب رو به همه دوستانی که قصد شروع یک کسب و کار رو دارند، توصیه میکنم.

----------
پی نوشت: ممنون از پژمان عزیز بخاطر لطفشون به هم میهنانش و امید وارم هر چه زودتر ببینیمشون و مشتاق همکاری برای سمینارهاشون هستیم.

۱۳۸۸ تیر ۸, دوشنبه

حل مسئله 1

یه روز دو دوست به جنگل میرن و اونجا چادر میزنن، ناگهان یه خرس بزرگ که روی دو پاش ایستاده بوده و خرناس میکشیده جلوشون سبز میشه، اولی سریع کفشهای ورزشیش رو میپوشه،
دومی بهش میگه چی کار میکنی؟
اولی میگه میخوام فرار کنم!
- اما هیچ کس نمیتونه سریعتر از یه خرس بدوه!
- من هم نمیخوام! ، من میخوام سریعتر از تو بدوم!

این یه جک قدیمی هست، اون چیزی که باعث میشه شما رو بخندونه ، نگاه نفر اول به مشکله، که فکرش رو نمیکردین.
مسئله اینه که وقتی یه مسئله دارید و میخواید حلش کنید باید دلایل مشکل رو پیدا کنید و تلاش برای حذف یکی از آنها کنید. اینجا نفر دوم و شما به تمام دلایل مسئله فکر نکردین به همین دلیل جواب نفر اول براتون غیر منتظره بود.
سعی کنید قبل از خواندن بقیه متن به دلایل مشکل این دو نفر فکر کنید...

شاید اگه عمیقتر به مشکل این دو نفر نگاه کنیم این دلایل رو بیابیم:
  • خرس از من سریعتره
  • من خوراکی ام برای خرس
  • من در دسترس خرسم
  • من ضعیفتر از خرسم
  • خرس گرسنه هست
  • من نزدیک ترین خوراکی خرسم
اما خرس میخواد منو بخوره دلیل مسئله نیست چون این یه وضعیته نه دلیل
شاید توصیف یا تعریف دلیل بتونه این باشه که مشکل بدون یک دلیل برطرف میشه و بعلاوه تنها با وجود تمام دلایل هست که مشکل بوجود میآد.

در این جا نفر اول با حذف دلیل اخر مشکل رو حل کرد.

----------
پی نوشت: این بخشی از پروژه پایانی فوق لیسانس من بود!
پی نوشت : بعضی ها با جستجوی حل مسئله خرس به این وبلاگ وارد میشن! خیلی دوست دارم بدونم اون مسئله چی هست؟(لطفا توی نظرات بنویسید)
----------
پست های مرتبط:
آلیس و مدیریت
دلیل؟

۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

تقلب و سرکوب

سلام دوستان
من توی تهران نیستم، اما دوست داشتم بودم تا من هم نقش کوچکی بازی میکردم، توی شهرهای دیگه به علت عدم حمایت اکثریت هر کس بخواد شعار بده یا تظاهرات کنه به احتمال 90 درصدی کارش ساخته اس.
تنها کمکی که میتونم بکنم اینه که از طریق اینترنت اطلاع رسانی کنم.
اولا که از لینکدونی میتونید لینکهای زیادی راجب اوضاع تظاهرات و تقلب بخونید
دوما که اگر از add-on در فایرفاکس access flickr رو جستجو و نصب کنید میتونید وارد فلیکر بشید و عکسهای بیشتری از اوضاع ببینید کافیه که از جستجوی پیشرفته عکسهایی از تهران که بعد از شنبه اپلود شدن رو جستجو کنید.
به امید موفقیت

۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

انتخابات

داشتم به این فکر میکردم که بین این گرگها چه تفاوتی وجود داره که من به یکیش رای بدم
من فکر کنم بیشتر حرفهای نامزدها راست باشه البته اونهایی که درباره همدیگه میزنن و فکر کنم خیلی دروغ میگن اونهایی که راجب خودشون میگن و موضوعاتی رو که ممکنه گندش در بیاد دروغه مسکوت میذارن البته بغیر از احمدی نژاد.
خوب شاید من شخصیتا ادم بدبینی باشم اما بذارین یه نگاه بندازیم به نامزدها:
1. احمدی نژاد
خوب:
تغییر در بنزین
خصوصی سازی
تلاش برای برداشتن یارانه ها
استقامت در سیاست خارجی
بد:
دروغ در نشان دادن وضع سیاست خارجه
خود محوری
استفاده نکردن از کارشناسان
تبلیغات زیاد و شعار گونه دروغین
احمق فرض کردن مردم
مذهبی بودن افراطی

2. موسوی
خوب:
سیاست مدار
قدرتمند
بد:
بازی سیاسی با مردم
حزبگرایی و حفظ قدرت
برداشت از بودجه در تابستان و مدرک زنش هم نشون میده پایبندی نداره و حتی اگر ادم خوبی باشه فکر میکنه هدف وسیله رو توجیه میکنه کاری که علی نمیکرد
اصولا هاشمی و خاتمی، موسوی رو فرستادن چون 1. زمان امام بود و نمیشه زیاد نقدش کرد 2. مردم ذهنیتی نسبت به اون ندارن

3. کروبی
خوب:
خیلی از ازادیها و ارمانها رو وعده داده
بد:
انجام این ارمانها دور از انتظار و بنظر ایشون برای انتخاب شدن حاضر هر حرفی رو بزنه و به هر ریسمونی چنگ بزنه
درباره دارایی هاش سکوت کرده
حاضر شده رشوه بگیره

4. رضایی
خوب :
دکترای اقتصاد
تبلیغات زیادی نداره
ریس سپاه بوده در دوره جنگ
مستقل
تجربه مدیریتی داره
بد:
ریس سپاه بوده در دوره ای که سپاهی ها حقوقهای عجیب میگرفتن و روی هر چیز دست مینداختن
تجربه سیاسی نداره
احتمالا افکارشون نظامی

در اخر چند نکته برای همه نماینده ها
1. تفاوت میان اینها و سایرینی که ثبت نام کردند ولی نتونستند به نامزدی برسند چی بود؟
2. اینها هزینه تبلیغاتشون رو از کجا میارن، فکر کردن یه پرینت رنگی چنده؟ مسلما حمایت سرمایه دارها یا گروهای قدرتمند پشتشونه اما اونها برای چی این حمایت رو انجام میدن؟
3. چرا هیچ کدوم برنامه ای دقیق از کارهاشون، وعدهاشون نمیدن، به صورتی که اولا بعدا قابل ارزیابی باشه دوما چگونگی انجام ان مشخص باشه سوم دلیل ان معلوم باشه؟

نظر شما چیه؟

--------------
پی نوشت:
زمانی که این متن رو نوشته بودم، 90 سیاسی احمدی نژاد رو ندیده بودم
شرمنده ام، حرفام رو پس میگیرم، صد رحمت به بقیشون
خاک بر سر کسی که اینو اورد سر کار، کار خودشو خراب کرد

۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه

دلیل؟

سلام
در نمایشنامه "له مالاد امئجینر"، در یک صحنه از طبیبی سئوال میشود چرا مواد مخدر انسان را به خواب فرو میبرد؟ او با پیروزی جواب میدهد برای آنکه قدرت خواب کننده دارد.
نام بردن پدیده دلیل بر شرح آن نیست


--------
پی نوشت:
بخاطر تزم دارم کتابهای مدیریتی و کارافرینی میخونم
احتمالا باز هم از چیزهای جالب این چنینی مینویسم