۱۳۸۸ اردیبهشت ۶, یکشنبه

گوگل کردن

سلام
امروز میخوام سایت گوگل رو بهتون معرفی کنم، بله گوگل.
این آموزش برای اونهایی که گیک نیستن و نمیدونن چرا اینترنت یعنی همه چی

شما از اینترنت چی میدونید؟ چت، ایمیل، فیلم(یوتیوب) ، جستجوی عکس، جستجوی اهنگ، وبلاگهای خواندنی.
دیگه چی ؟

واسه بعضی ها گوگل نقش "سیمرغ" یا "جغد" (در فرهنگ خارج) یا بقول ملاها "علامه دهر" (اگه درست نوشته باشم) رو داره!!!
یعنی کسی که جواب تمام سئوالات رو میدونه، آره خودتون میدونید اما چقدر استفاده کردید؟
موضوع اینه که یه عالمه آدم باحال توی این دنیا هست که تجربه های جالب یا جواب سئوالاتی که واسه خودشون پیش اومده یا حدس میزنن واسه دیگرون پیش بیاد رو روی اینترنت میزارن.

شاید باید یاد گرفت چطور جستجو کرد؟

برای جستجو کافیه شما حدس بزنین که اگه کسی بخواد راجب این موضوع مطلبی بنویسه از چه کلماتی استفاده میکنه
اول فارسیش رو امتحان کنید
بعد سراغ انگلیسیش برید
از کلمات مترادف غافل نشید - یعنی با یه سعی نا امید نشید، شاید خود اون کلمه که جستجو میکنید بکار نرفته باشه ولی هم معنیش توی اون متن مورد نظر شما باشه

بزارید چند مثال از جستجوهای خودم بزنم تا بهتر متوجه بشید:
  1. من واسه یه مشکل آزمایش دادم تا ببینم نوع بیماریم از چه مدلیه اما صبر نداشتم تا دکتر بگه جواب چیه پس جستجو کردم بیماریم رو و انواع اون رو و با جواب ازمایش تطبیق دادم - چی جستجو کردم: نام بیماریم، کلمه انواع
  2. یه ادم حسود یه نوع رمز واسه شبکه اینترنت دانشگاهی که توش تدریس میکنم گذاشت پس جستجو کردم روش هک کردن اون رمزگذاری رو - چی جستجو کردم: نوع شبکه، نوع رمز، کلمه هک
  3. با خودم فکر میکردم کاش یه همچین نرم افزاری واسه موبایلم داشتم، یه جستجو و بله - چی جستجو کردم: خصوصیات نرم افزاری که میخواستم
  4. کسی خواست یه نوت بوک بخره زنگ زد و ازم پرسید "به قیمت هست؟"، اینترنت قیمت روزش رو به من گفت - چی جستجو کردم: نام برند، مدل نوت بوک، کلمه قیمت، محدودیت جستجو در یک ماه اخیر (برای بدست اوردن قیمت روز)
  5. میخواستم موبایل بخرم - به جای چرخیدن توی مغازه های موبایل فروشی با جستجو قیمت، برند و امکانات مورد نیازم بهترین رو واسه خودم پیدا کردم. بعلاوه با جستجوی سایتهای تخصصی موبایل ضعفها و نقاط قوت هر مدل رو مطالعه کردم
  6. دیدم توی نرم افزار کا.ام.پلیر یه امکان واسه افزودن زیر نویس هست پس زیر نویس فیلم رو جستجو کردم اما من دنبال علاوه بر انگلیسیش، فارسیش هم پیدا کردم - چی جستجو کردم: کلمه زیر نویس هم به فارسی هم به انگلیسی، نام فیلم به انگلیسی
  7. یه ادم جایی یه مقاله نوشته بود اما کنار اسمش ایمیلش نبود پس اسمش رو جستجو کردم و ایمیلش رو پیدا کردم
  8. دیدم یه جایی نوشته فلان کتاب واسه تمرین گرامر زبان خوبه با سرچ خواستم ببینم قیمتش چنده یه دفعه سایت دانشگاهمون رو جز لیست جواب های گوگل دیدم و وقتی باز کردم، در کمال ناباوری دیدم توی کتابخونه دانشگاه خودمون هست!
  9. شماره ای روی گوشی خونم افتاده بود. شماره رند بود، حدس زدم باید مال شرکت یا اداره ای باشه پس احتمال داره سایت هم داشته باشه پس شماره رو اونجا هم مینویسه و با یه گوگل کردن شرکت رو یافتم
  10. ...
فکر کنم منظورم رو فهمیده باشید، واسه هر سئوالی جوابی هست و اینترنت خیلی از جوابها رو میدونه و بهترین وسیله برای پیدا کردن اون جوابها گوگل هست.
همین!

----------------------
پی نوشت: شما هم تجربیاتتون زیباتون رو بنویسید

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

دزدی های مخابرات

سلام
امروز داشتم راجب پولی که اوایل مخابرات بابت موبایلها میگرفت، فکر میکردم که مطلبی با تیتر چه کسي مانع ارزاني اينترنت در ايران مي‌شود؟ خوندم. فکر کردم در ادامه من هم راجب این داستان قدیمی بنویسم.
قضیه از این قراره که تو یه محله که نانوایی نبوده و مردم باید به جای دوری برای خرید نون میرفتن، نانوایی میزنه، اما دستگاه تنور گرون بوده خوب چی کار میکنه؟ نون رو به چند برابر قیمت (مثلا 10 برابر) به مردم میفروشه تا پول دستگاهش در بیاد اما بعد از در اومدن پولش هم نون رو ارزون نمیکنه چون مزه سودش زیر دندونش رفته و باز هم گرون فروشی میکنه تا جایی که یه رقیب مییاد اون موقه میبینه دیگه راهی نداره واسه همین تقریبا به قیمت میده.
یعنی همراه اول خیلی از هزینش با پول مردم بود اما اخر چی شد؟
این قصه دیروز نیست، قصه هر روز این مملکته، چون اینجا، (کشوری که شنیدم بیشترین مهاجرت ازش میشه)، تنها صدایی که شنیده نمیشه فریادِ
همین!

۱۳۸۸ فروردین ۲۴, دوشنبه

اراده انسان در ساختن باور است


11:08 ق.ظ

خانم رها پست های جالبی نوشتند درباره اراده و اراده آزاد. من اونها رو دنبال میکنم و خیلی برام جالبن. این پست ها بنظر دارند این عقیده رو میرسونند که تصمیم انسان تابعی هست که ورودی های اون وضعیت رخداد، وضعیت و عاملهای خارجی (مثل جامعه و دوستان) و پیشینه و رخدادهای قبلی انسان هست و جمع اینها باعث میشه که انسان یک تصمیم بگیره. شاید چیزهای دیگه مثل استعدادها و شکل مغز انسان هم دخیل باشه ولی در کل بنظر عده ای معتقدند واکنشهای انسان تابعی از شرایط پیرامون در زمان حال و گذشته بعلاوه شرایط درونی انسان هست.

ازمایشات هم نشون میده که مغز انسان هست که داره تصمیم میگیره نه خود خوداگاه انسان. و عمکرد مغز هم ناشی از سیگنالهای ورودی(وضعیت حال)، حافظه و ساختار اون هست. پس اراده چی میشه. بنظر این تئوری خیلی درست میاد اما بنظر من اراده انسان در لحظه تصمیمگیری وارد عمل نمیشه بلکه اراده از قبل شکل گرفته، منظورم باورهای ما هست، باورهای ما مثل جاده ها میمونن و تصمیم گیری ما ماشینی هست که توی این جاده داره حرکت میکنه، برای این هست که انسان تصمیم گیری سریعی داره، حتی سریعتر از اونی که خودش بفهمه. باورهای ما اونی نیست که راجبشون حرف میزنیم چون ما همیشه وقتی قرار باورهامون رو مطرح کنیم سراغ ایده‌الهایی که یاد گرفتیم میریم. ما باورهامون رو در لحظات فکر کردن به رویدادها و بصورت کم کم ، میسازیم. و وقتی لحظه تصمیم گیری شد در صورتی که تضادی بین باورهامون رخ نده بدون معطلی تصمیم گیری میکنیم.


این چیزی هست که من با تفکر به مسائله اراده و خواندن نوشته های خانم رها به اون رسیدم اما دوست دارم نظر شما رو هم بدونم.

همین!

۱۳۸۸ فروردین ۱۴, جمعه

چند سایت برای دریافت کتابهای انگلیسی به صورت رایگان

کتابهای انگلیسی برای دانشجویان مقاطع بالاتر از لیسانس مثل آب میمونند. برای دانشجویان لیسانس مثل داروی نیروزای تلخ هستند و برای بقیه مثل معجزه میمونند. اما از اونجایی که ما ایرانی ها فقیر و فاقد بانک بین المللی هستیم این سایتها برای دزدی کتاب واقعا عالی اند.

کتابهایی برای بچه های کامپیوتری
کتابهایی عمومی و تخصصی رشته ها
  1. www.pdfchm.com
  2. www.freecomputerbooks.com
  3. www.onlinecomputerbooks.com
  4. www.freetechbooks.com
  5. http://www.freebookspot.com
  6. www.getfreeebooks.com

موتورهای جستجوی پی.دی.اف

سایتهای دیگری هم هست که بعدا اضافشون میکنم

اینجا هم اسم چند سایت هست که سایتهای کتابخانه فارسی رو معرفی کرده.

یه راه هم اینه که اسم کتاب رو با کلمه torrent جستجو کنی

تا بعد.

یکی از منبع هام هم اینجا بود

۱۳۸۷ اسفند ۱۱, یکشنبه

نواختن پیانو با کامپیوتر

من همیشه دوست داشتم نواختن یه الت موسیقیپپ رو یاد بگیرم، من ترمپت، پیانو و گیتار برقی رو خیلی دوست دارم. از اونجا که رشتم کامپیوتر و همیشه با کیبورد کار میکنم، مدت زیادی بود که فکر میکردم باید یه نرم افزار بگیرم که با کلیدهای کیبرد بشه پیانو زد و بلاخره یه شب گوگل کردم نرم افزارهای زیادی پیدا کردم و بلاخره از یکیش خوشم اومد. باید امتحان کنی، واقعا لذت بخش. چیزی مینوازی که هم مزخرف و هم خودت بذهنت رسیده.
اما چیزی که الان دوست دارم پیدا کنم نرم افزار پیانویی هست که نت هم داشته باشه، این نت که من نیاز دارم یه فرق با نت اصلی داره، اینجا باید از حروف کیبرد برای نشون دادن نتها استفاده بشه.
راستی شما چیزی پیدا کردی؟ به من هم معرفیش کن ممنون میشم
تا بعد.
پی نوشت:
این هم یه پیانو آنلاین

جلسه اول تدریس در دانشگاه

امروز اولین روز تدریسم بود. خیلی هیجان داشتم. شب قبلش خوابم نبرد. چیزهای زیادی از شیطنت های دانشجوها و اذیت کردن استادها، راجب اونها شنیده بودم. خودم هم یک بار سر یک کلاس ناآشنا سمینار داده بودم و بچه ها حسابی شلوغ کردن. این بود که واسه جلسه اول با اضطراب رفتم اما اینجا که من درس میدم پیام نور هست و جلسه اول هم که کسی نمی آد وقتی رفتم سر کلاس فقط 2 نفر دانشجو داشتم. جلسه بعدش 3 تا و دو جلسه بعد اون روز کسی نیومد. خلاصه روز اول خیلی گلابی بود تا ببینیم بعد چی میشه.
تا بعد!
-------
پی نوشت:
تجربه جالبی بود،
ولی به عنوان شغل مناسب نیست
مخصوصا برای کسی که واسش مهم دانشجو مهم باشه، باید از اعصابت مایه بذاری

۱۳۸۷ بهمن ۲۶, شنبه

تصمیم گیری

اغلب برام تصمیم گیری سخت نبوده چون همیشه معیارهای تصمیم گیریم رو مینوشتم. مزیتها و معایب هر تصمیم رو مینوشتم. به هر کدوم نمره میدادم. و بعدش یه حساب دو دو تا چهار تا بود.
اما این دفعه فرق میکنه یه چیز دیگه به نام احساس هم وجود داره. به احساس نمیشه نمره داد. یه لحظه نمرش کم یه لحظه دیگه زیاد. یه لحظه فکر میکنی خیلی مهمه و دقیقه ای دیگه فکر میکنی بی اهمیته.
غیر از احساس چیز دیگه ای هم هست که باعث میشه تصمیم گیری سخت بشه.
شرایط و نتایجی که حدس میزنی باید اتفاق بیفته اما شدتش رو نمیدونی. ندونستن ارزش اتفاقات و شرایط اینده هم خیلی دو دلی رو زیاد میکنه.
تا الان حتما کنجکاو شدی که بدونی دو دلی من سر چیه؟
قضیه از این قرار که من تو یه شرکت کار میکنم. اما جدیدا این امکان پیش اومده که تدریس کنم. تدریس عیبش اینه که اولین بارمه و حقوقش رو دیر میدن و درس خوندن داره! بعلاوه دور هست و 2 شب هم باید مهمانسرای دانشگاه بمونم و خیلی خسته کننده میشه.
فایداش هم، حقوق بهتر، ساعت کمتر کار و درنتیجه وقت اضافه برای پروژه پایانی هست.
کارم فایدش اینه که دوستام رو توی شرکت باز دارم و میبینم (اخه توی این شهر غریب و تنهام) شاید بازم چیزای جدیدی برای کار یاد بگیرم. ولی وقت زیاد میبره و میترسم از پروژه پایانی عقب بمونم. بعلاوه حقوقشم افتضاحه.
راستی برای اینده هم تصمیم گرفتم کار کنم بعلاوه کمی تدریس.
بنظر تو چی کار کنم؟