۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه

دلیل؟

سلام
در نمایشنامه "له مالاد امئجینر"، در یک صحنه از طبیبی سئوال میشود چرا مواد مخدر انسان را به خواب فرو میبرد؟ او با پیروزی جواب میدهد برای آنکه قدرت خواب کننده دارد.
نام بردن پدیده دلیل بر شرح آن نیست


--------
پی نوشت:
بخاطر تزم دارم کتابهای مدیریتی و کارافرینی میخونم
احتمالا باز هم از چیزهای جالب این چنینی مینویسم

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

چه بلایی سر ما اومده؟

سلام
امروز خیلی دلگیرم، خیلی منزجرم، خیلی احساس تنفر میکنم، نمی دونم شاید باید بترسم.
امروز یک دختر توی دانشگاه دیدم که معلول بود، فقط یک پا داشت، دل آدم ریش ریش میشد. دلم میخواست بهش کمک کنم، اول که سعی کردم به سمت پاش نگاه نکنم چون این باعث ناراحتیشون هست، این رو یکنفر بهم یاد داده. دوم اینکه نگاه دلسوزانه هم نباید بهش کرد. دوست داشتم بهش محبتی کنم تا شاید شادش کنم، چهره هم شاد بود، چقدر قوی. اولیش چیزی که به ذهنم رسید این که ازش تقاضای ازدواج کنم تا خوشحال شه، اما مگه ازدواج به این راحتیه؟
الان که فکر میکنم میبینم کاش بهش یه متلک مودبانه که دخترها از شنیدنش خوششون میاد گفته بود. اما من اونجا استاد بودم، غیر از اون من متلک بلد نیستم.
اما چیزی که باعث شد این پست رو بنویسم، چیزی بود که یکی از اساتید راجبش بهم گفت، اون گفت:
این دختر رشتش زیست هست و اون هم استادشه، اون و همکلاسیهاش رو برای گردش علمی برده بودن بیرون از دانشگاه، موقع برگشت (همه خسته) جا واسه همه نبوده، چند نفری مجبور به ایستادن میشن، خوب کی اونهایی که دیر میرسند از جمله این خانم یک پا، اما هیچ کس جاش رو به اون نمیده و حتی اون رو کنار خودش نمیشونه!!!!!!!!!!
تا اینکه بلاخره خود استاد اون رو کنار خودش میشونه.
چه بلایی سر احساسات ما اومده، تازه توی اون اتوبوس همه دختر بودند. دختر توی ذهن من یه ادم احساساتی بود. اما حالا چی میبینیم؟ من اگه جای اون استاد بودم همه دانشجو ها رو مینداختم، درس زندگی مهمتر از درس دانشگاهی هست، اونها نیاز دارن که شدیدن بدونن اشتباه کردن.
خیلی فکر کردم که چرا این اتفاق افتاده؟ چرا ادمها این طور شدند؟
من بارها توی اتوبوس دیدم افراد جاشون رو به پیرمردها دادن، من خودم هر وقت بنظرم ادم مسن تقریبا بالای 65 ببینم جام رو بهش میدم، حتی بعضی وقت ها دعا میکنم خدا من خسته ام پیرمردی سوار اتوبوس نشه.
شما اگه میدونید که چرا جامعه روز به روز بی احساس تر میشه، لطفا به من هم بگید.
تا بعد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

گجت سخنان نغز بزرگان دینی و ایرانی به انگلیسی

شما تا حالا سایتهای که نقل قول مشاهیر یا سخن نغز رو توشون دارن دیدید، مثلا توی همین سایت پائین من یه نمونش رو اضافه کردم. گجتهای اون توی وردپرس و بلاگر و خیلی از سرویس های وبلاگ دهی هست، حتی گجتش توی گوگل برای صفحه ig هم وجود داره. یکی از اونها مثلا این بود که انتیشتن گفته "چیزی رو نفهمیدی مگر اینکه بتونی واسه مادربزرگت توضیحش بدی" .
خوب امروز من یه سخن زیبا از یکی از دوستانم شنیدم که فکر میکنم احتمالا از یکی از بزرگان دینیمونه، گفته بود:

چهار چیز به چهار چیز می خندد تقدیر به تدبیر، مرگ به آرزو، قضا و قدر به احتیاط، رزق به آدمِ حریص

چهارچیز به چهار چیز نیازمند است شرف به ادب، خوشی به امنیت، خویشی به دوستی، عقل به تجرب

بعد به فکرم رسید چقدر عالی میشد اگه این حدیثهای ما که مثل سخن نغز هست یا سخن نغز بزرگان ایرانی به اون سایتها اضافه میشد تا دنیا با بزرگان دینی و ایرانی ما آشنا میشدند.

من متاسفانه وقتش رو ندارم که ساخت گجت رو یاد بگیرم و انگلیسیم اونقدر عالی نیست که بتونم اونها رو خوب ترجمه کنم پس سعی خواهم کرد با پیشنهاد دادن این کار به ادمهایی که فکر میکنم تواناییش رو دارند این فکر رو به گوش اونها برسونم شاید این کار بشه.

از شما دوست عزیز که لینک این نوشته رو واستون میفرستم میخوام که اگه این کار از شما هم بر نمی یاد حداقل به این نوشته لینک بدید و به دوستان مخصوصا دوستان توانمند در این دو کار(ساختن گجت و ترجمه) رو پیشنهاد کنید.

به امید اشنا شدن بیشتر همه ما با این بزرگان
راستی شما پیشنهادی برای عملی شدن این کار دارید؟
همین!

-----------------
پستهای مرتبط:
سخنان نغز از بی خدایان
ایده پروژه دانشجویی کارشناسی کامپیوتر

۱۳۸۸ اردیبهشت ۶, یکشنبه

گوگل کردن

سلام
امروز میخوام سایت گوگل رو بهتون معرفی کنم، بله گوگل.
این آموزش برای اونهایی که گیک نیستن و نمیدونن چرا اینترنت یعنی همه چی

شما از اینترنت چی میدونید؟ چت، ایمیل، فیلم(یوتیوب) ، جستجوی عکس، جستجوی اهنگ، وبلاگهای خواندنی.
دیگه چی ؟

واسه بعضی ها گوگل نقش "سیمرغ" یا "جغد" (در فرهنگ خارج) یا بقول ملاها "علامه دهر" (اگه درست نوشته باشم) رو داره!!!
یعنی کسی که جواب تمام سئوالات رو میدونه، آره خودتون میدونید اما چقدر استفاده کردید؟
موضوع اینه که یه عالمه آدم باحال توی این دنیا هست که تجربه های جالب یا جواب سئوالاتی که واسه خودشون پیش اومده یا حدس میزنن واسه دیگرون پیش بیاد رو روی اینترنت میزارن.

شاید باید یاد گرفت چطور جستجو کرد؟

برای جستجو کافیه شما حدس بزنین که اگه کسی بخواد راجب این موضوع مطلبی بنویسه از چه کلماتی استفاده میکنه
اول فارسیش رو امتحان کنید
بعد سراغ انگلیسیش برید
از کلمات مترادف غافل نشید - یعنی با یه سعی نا امید نشید، شاید خود اون کلمه که جستجو میکنید بکار نرفته باشه ولی هم معنیش توی اون متن مورد نظر شما باشه

بزارید چند مثال از جستجوهای خودم بزنم تا بهتر متوجه بشید:
  1. من واسه یه مشکل آزمایش دادم تا ببینم نوع بیماریم از چه مدلیه اما صبر نداشتم تا دکتر بگه جواب چیه پس جستجو کردم بیماریم رو و انواع اون رو و با جواب ازمایش تطبیق دادم - چی جستجو کردم: نام بیماریم، کلمه انواع
  2. یه ادم حسود یه نوع رمز واسه شبکه اینترنت دانشگاهی که توش تدریس میکنم گذاشت پس جستجو کردم روش هک کردن اون رمزگذاری رو - چی جستجو کردم: نوع شبکه، نوع رمز، کلمه هک
  3. با خودم فکر میکردم کاش یه همچین نرم افزاری واسه موبایلم داشتم، یه جستجو و بله - چی جستجو کردم: خصوصیات نرم افزاری که میخواستم
  4. کسی خواست یه نوت بوک بخره زنگ زد و ازم پرسید "به قیمت هست؟"، اینترنت قیمت روزش رو به من گفت - چی جستجو کردم: نام برند، مدل نوت بوک، کلمه قیمت، محدودیت جستجو در یک ماه اخیر (برای بدست اوردن قیمت روز)
  5. میخواستم موبایل بخرم - به جای چرخیدن توی مغازه های موبایل فروشی با جستجو قیمت، برند و امکانات مورد نیازم بهترین رو واسه خودم پیدا کردم. بعلاوه با جستجوی سایتهای تخصصی موبایل ضعفها و نقاط قوت هر مدل رو مطالعه کردم
  6. دیدم توی نرم افزار کا.ام.پلیر یه امکان واسه افزودن زیر نویس هست پس زیر نویس فیلم رو جستجو کردم اما من دنبال علاوه بر انگلیسیش، فارسیش هم پیدا کردم - چی جستجو کردم: کلمه زیر نویس هم به فارسی هم به انگلیسی، نام فیلم به انگلیسی
  7. یه ادم جایی یه مقاله نوشته بود اما کنار اسمش ایمیلش نبود پس اسمش رو جستجو کردم و ایمیلش رو پیدا کردم
  8. دیدم یه جایی نوشته فلان کتاب واسه تمرین گرامر زبان خوبه با سرچ خواستم ببینم قیمتش چنده یه دفعه سایت دانشگاهمون رو جز لیست جواب های گوگل دیدم و وقتی باز کردم، در کمال ناباوری دیدم توی کتابخونه دانشگاه خودمون هست!
  9. شماره ای روی گوشی خونم افتاده بود. شماره رند بود، حدس زدم باید مال شرکت یا اداره ای باشه پس احتمال داره سایت هم داشته باشه پس شماره رو اونجا هم مینویسه و با یه گوگل کردن شرکت رو یافتم
  10. ...
فکر کنم منظورم رو فهمیده باشید، واسه هر سئوالی جوابی هست و اینترنت خیلی از جوابها رو میدونه و بهترین وسیله برای پیدا کردن اون جوابها گوگل هست.
همین!

----------------------
پی نوشت: شما هم تجربیاتتون زیباتون رو بنویسید

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

دزدی های مخابرات

سلام
امروز داشتم راجب پولی که اوایل مخابرات بابت موبایلها میگرفت، فکر میکردم که مطلبی با تیتر چه کسي مانع ارزاني اينترنت در ايران مي‌شود؟ خوندم. فکر کردم در ادامه من هم راجب این داستان قدیمی بنویسم.
قضیه از این قراره که تو یه محله که نانوایی نبوده و مردم باید به جای دوری برای خرید نون میرفتن، نانوایی میزنه، اما دستگاه تنور گرون بوده خوب چی کار میکنه؟ نون رو به چند برابر قیمت (مثلا 10 برابر) به مردم میفروشه تا پول دستگاهش در بیاد اما بعد از در اومدن پولش هم نون رو ارزون نمیکنه چون مزه سودش زیر دندونش رفته و باز هم گرون فروشی میکنه تا جایی که یه رقیب مییاد اون موقه میبینه دیگه راهی نداره واسه همین تقریبا به قیمت میده.
یعنی همراه اول خیلی از هزینش با پول مردم بود اما اخر چی شد؟
این قصه دیروز نیست، قصه هر روز این مملکته، چون اینجا، (کشوری که شنیدم بیشترین مهاجرت ازش میشه)، تنها صدایی که شنیده نمیشه فریادِ
همین!

۱۳۸۸ فروردین ۲۴, دوشنبه

اراده انسان در ساختن باور است


11:08 ق.ظ

خانم رها پست های جالبی نوشتند درباره اراده و اراده آزاد. من اونها رو دنبال میکنم و خیلی برام جالبن. این پست ها بنظر دارند این عقیده رو میرسونند که تصمیم انسان تابعی هست که ورودی های اون وضعیت رخداد، وضعیت و عاملهای خارجی (مثل جامعه و دوستان) و پیشینه و رخدادهای قبلی انسان هست و جمع اینها باعث میشه که انسان یک تصمیم بگیره. شاید چیزهای دیگه مثل استعدادها و شکل مغز انسان هم دخیل باشه ولی در کل بنظر عده ای معتقدند واکنشهای انسان تابعی از شرایط پیرامون در زمان حال و گذشته بعلاوه شرایط درونی انسان هست.

ازمایشات هم نشون میده که مغز انسان هست که داره تصمیم میگیره نه خود خوداگاه انسان. و عمکرد مغز هم ناشی از سیگنالهای ورودی(وضعیت حال)، حافظه و ساختار اون هست. پس اراده چی میشه. بنظر این تئوری خیلی درست میاد اما بنظر من اراده انسان در لحظه تصمیمگیری وارد عمل نمیشه بلکه اراده از قبل شکل گرفته، منظورم باورهای ما هست، باورهای ما مثل جاده ها میمونن و تصمیم گیری ما ماشینی هست که توی این جاده داره حرکت میکنه، برای این هست که انسان تصمیم گیری سریعی داره، حتی سریعتر از اونی که خودش بفهمه. باورهای ما اونی نیست که راجبشون حرف میزنیم چون ما همیشه وقتی قرار باورهامون رو مطرح کنیم سراغ ایده‌الهایی که یاد گرفتیم میریم. ما باورهامون رو در لحظات فکر کردن به رویدادها و بصورت کم کم ، میسازیم. و وقتی لحظه تصمیم گیری شد در صورتی که تضادی بین باورهامون رخ نده بدون معطلی تصمیم گیری میکنیم.


این چیزی هست که من با تفکر به مسائله اراده و خواندن نوشته های خانم رها به اون رسیدم اما دوست دارم نظر شما رو هم بدونم.

همین!

۱۳۸۸ فروردین ۱۴, جمعه

چند سایت برای دریافت کتابهای انگلیسی به صورت رایگان

کتابهای انگلیسی برای دانشجویان مقاطع بالاتر از لیسانس مثل آب میمونند. برای دانشجویان لیسانس مثل داروی نیروزای تلخ هستند و برای بقیه مثل معجزه میمونند. اما از اونجایی که ما ایرانی ها فقیر و فاقد بانک بین المللی هستیم این سایتها برای دزدی کتاب واقعا عالی اند.

کتابهایی برای بچه های کامپیوتری
کتابهایی عمومی و تخصصی رشته ها
  1. www.pdfchm.com
  2. www.freecomputerbooks.com
  3. www.onlinecomputerbooks.com
  4. www.freetechbooks.com
  5. http://www.freebookspot.com
  6. www.getfreeebooks.com

موتورهای جستجوی پی.دی.اف

سایتهای دیگری هم هست که بعدا اضافشون میکنم

اینجا هم اسم چند سایت هست که سایتهای کتابخانه فارسی رو معرفی کرده.

یه راه هم اینه که اسم کتاب رو با کلمه torrent جستجو کنی

تا بعد.

یکی از منبع هام هم اینجا بود