۱۳۸۸ تیر ۱۴, یکشنبه

کارآفرینی: ایجاد، پایش و رشد کسب و کار

سلام دوستان
امروز میخوام کتابی درباره کارآفرینی معرفی کنم، نویسنده این اثر، مهندس سید محمد حسن شهشهانی 3 استارتاپ در زمینه مدیریت داشته، و مدیر جشنواره خوارزمی در بخش کارآفرینی بوده.
این کتاب با توضیح کارآفرینی و معرفی روش و شخصیت کارآفرین شروع شده.
در فصل دوم به نوآوری و خلاقیت میپردازه، این بخش تکنیکهایی رو برای خلاقیت فردی و گروهی معرفی کرده. تکنیکهای گروهی برای ایرانیها که کار گروهی رو بلد نیستند عالی هست.
فصل سوم به ریسک میپردازه، در این فصل یاد میگیریم چطور ریسک کاری که میخواهیم انجام دهیم را ارزیابی کنیم.
بخش دوم آمادگی و ایجاد یک کسب و کار و بخش سوم پایش و رشد یک کسب و کار است.

این کتاب رو به همه دوستانی که قصد شروع یک کسب و کار رو دارند، توصیه میکنم.

----------
پی نوشت: ممنون از پژمان عزیز بخاطر لطفشون به هم میهنانش و امید وارم هر چه زودتر ببینیمشون و مشتاق همکاری برای سمینارهاشون هستیم.

۱۳۸۸ تیر ۸, دوشنبه

حل مسئله 1

یه روز دو دوست به جنگل میرن و اونجا چادر میزنن، ناگهان یه خرس بزرگ که روی دو پاش ایستاده بوده و خرناس میکشیده جلوشون سبز میشه، اولی سریع کفشهای ورزشیش رو میپوشه،
دومی بهش میگه چی کار میکنی؟
اولی میگه میخوام فرار کنم!
- اما هیچ کس نمیتونه سریعتر از یه خرس بدوه!
- من هم نمیخوام! ، من میخوام سریعتر از تو بدوم!

این یه جک قدیمی هست، اون چیزی که باعث میشه شما رو بخندونه ، نگاه نفر اول به مشکله، که فکرش رو نمیکردین.
مسئله اینه که وقتی یه مسئله دارید و میخواید حلش کنید باید دلایل مشکل رو پیدا کنید و تلاش برای حذف یکی از آنها کنید. اینجا نفر دوم و شما به تمام دلایل مسئله فکر نکردین به همین دلیل جواب نفر اول براتون غیر منتظره بود.
سعی کنید قبل از خواندن بقیه متن به دلایل مشکل این دو نفر فکر کنید...

شاید اگه عمیقتر به مشکل این دو نفر نگاه کنیم این دلایل رو بیابیم:
  • خرس از من سریعتره
  • من خوراکی ام برای خرس
  • من در دسترس خرسم
  • من ضعیفتر از خرسم
  • خرس گرسنه هست
  • من نزدیک ترین خوراکی خرسم
اما خرس میخواد منو بخوره دلیل مسئله نیست چون این یه وضعیته نه دلیل
شاید توصیف یا تعریف دلیل بتونه این باشه که مشکل بدون یک دلیل برطرف میشه و بعلاوه تنها با وجود تمام دلایل هست که مشکل بوجود میآد.

در این جا نفر اول با حذف دلیل اخر مشکل رو حل کرد.

----------
پی نوشت: این بخشی از پروژه پایانی فوق لیسانس من بود!
پی نوشت : بعضی ها با جستجوی حل مسئله خرس به این وبلاگ وارد میشن! خیلی دوست دارم بدونم اون مسئله چی هست؟(لطفا توی نظرات بنویسید)
----------
پست های مرتبط:
آلیس و مدیریت
دلیل؟

۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

تقلب و سرکوب

سلام دوستان
من توی تهران نیستم، اما دوست داشتم بودم تا من هم نقش کوچکی بازی میکردم، توی شهرهای دیگه به علت عدم حمایت اکثریت هر کس بخواد شعار بده یا تظاهرات کنه به احتمال 90 درصدی کارش ساخته اس.
تنها کمکی که میتونم بکنم اینه که از طریق اینترنت اطلاع رسانی کنم.
اولا که از لینکدونی میتونید لینکهای زیادی راجب اوضاع تظاهرات و تقلب بخونید
دوما که اگر از add-on در فایرفاکس access flickr رو جستجو و نصب کنید میتونید وارد فلیکر بشید و عکسهای بیشتری از اوضاع ببینید کافیه که از جستجوی پیشرفته عکسهایی از تهران که بعد از شنبه اپلود شدن رو جستجو کنید.
به امید موفقیت

۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

انتخابات

داشتم به این فکر میکردم که بین این گرگها چه تفاوتی وجود داره که من به یکیش رای بدم
من فکر کنم بیشتر حرفهای نامزدها راست باشه البته اونهایی که درباره همدیگه میزنن و فکر کنم خیلی دروغ میگن اونهایی که راجب خودشون میگن و موضوعاتی رو که ممکنه گندش در بیاد دروغه مسکوت میذارن البته بغیر از احمدی نژاد.
خوب شاید من شخصیتا ادم بدبینی باشم اما بذارین یه نگاه بندازیم به نامزدها:
1. احمدی نژاد
خوب:
تغییر در بنزین
خصوصی سازی
تلاش برای برداشتن یارانه ها
استقامت در سیاست خارجی
بد:
دروغ در نشان دادن وضع سیاست خارجه
خود محوری
استفاده نکردن از کارشناسان
تبلیغات زیاد و شعار گونه دروغین
احمق فرض کردن مردم
مذهبی بودن افراطی

2. موسوی
خوب:
سیاست مدار
قدرتمند
بد:
بازی سیاسی با مردم
حزبگرایی و حفظ قدرت
برداشت از بودجه در تابستان و مدرک زنش هم نشون میده پایبندی نداره و حتی اگر ادم خوبی باشه فکر میکنه هدف وسیله رو توجیه میکنه کاری که علی نمیکرد
اصولا هاشمی و خاتمی، موسوی رو فرستادن چون 1. زمان امام بود و نمیشه زیاد نقدش کرد 2. مردم ذهنیتی نسبت به اون ندارن

3. کروبی
خوب:
خیلی از ازادیها و ارمانها رو وعده داده
بد:
انجام این ارمانها دور از انتظار و بنظر ایشون برای انتخاب شدن حاضر هر حرفی رو بزنه و به هر ریسمونی چنگ بزنه
درباره دارایی هاش سکوت کرده
حاضر شده رشوه بگیره

4. رضایی
خوب :
دکترای اقتصاد
تبلیغات زیادی نداره
ریس سپاه بوده در دوره جنگ
مستقل
تجربه مدیریتی داره
بد:
ریس سپاه بوده در دوره ای که سپاهی ها حقوقهای عجیب میگرفتن و روی هر چیز دست مینداختن
تجربه سیاسی نداره
احتمالا افکارشون نظامی

در اخر چند نکته برای همه نماینده ها
1. تفاوت میان اینها و سایرینی که ثبت نام کردند ولی نتونستند به نامزدی برسند چی بود؟
2. اینها هزینه تبلیغاتشون رو از کجا میارن، فکر کردن یه پرینت رنگی چنده؟ مسلما حمایت سرمایه دارها یا گروهای قدرتمند پشتشونه اما اونها برای چی این حمایت رو انجام میدن؟
3. چرا هیچ کدوم برنامه ای دقیق از کارهاشون، وعدهاشون نمیدن، به صورتی که اولا بعدا قابل ارزیابی باشه دوما چگونگی انجام ان مشخص باشه سوم دلیل ان معلوم باشه؟

نظر شما چیه؟

--------------
پی نوشت:
زمانی که این متن رو نوشته بودم، 90 سیاسی احمدی نژاد رو ندیده بودم
شرمنده ام، حرفام رو پس میگیرم، صد رحمت به بقیشون
خاک بر سر کسی که اینو اورد سر کار، کار خودشو خراب کرد

۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه

دلیل؟

سلام
در نمایشنامه "له مالاد امئجینر"، در یک صحنه از طبیبی سئوال میشود چرا مواد مخدر انسان را به خواب فرو میبرد؟ او با پیروزی جواب میدهد برای آنکه قدرت خواب کننده دارد.
نام بردن پدیده دلیل بر شرح آن نیست


--------
پی نوشت:
بخاطر تزم دارم کتابهای مدیریتی و کارافرینی میخونم
احتمالا باز هم از چیزهای جالب این چنینی مینویسم

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

چه بلایی سر ما اومده؟

سلام
امروز خیلی دلگیرم، خیلی منزجرم، خیلی احساس تنفر میکنم، نمی دونم شاید باید بترسم.
امروز یک دختر توی دانشگاه دیدم که معلول بود، فقط یک پا داشت، دل آدم ریش ریش میشد. دلم میخواست بهش کمک کنم، اول که سعی کردم به سمت پاش نگاه نکنم چون این باعث ناراحتیشون هست، این رو یکنفر بهم یاد داده. دوم اینکه نگاه دلسوزانه هم نباید بهش کرد. دوست داشتم بهش محبتی کنم تا شاید شادش کنم، چهره هم شاد بود، چقدر قوی. اولیش چیزی که به ذهنم رسید این که ازش تقاضای ازدواج کنم تا خوشحال شه، اما مگه ازدواج به این راحتیه؟
الان که فکر میکنم میبینم کاش بهش یه متلک مودبانه که دخترها از شنیدنش خوششون میاد گفته بود. اما من اونجا استاد بودم، غیر از اون من متلک بلد نیستم.
اما چیزی که باعث شد این پست رو بنویسم، چیزی بود که یکی از اساتید راجبش بهم گفت، اون گفت:
این دختر رشتش زیست هست و اون هم استادشه، اون و همکلاسیهاش رو برای گردش علمی برده بودن بیرون از دانشگاه، موقع برگشت (همه خسته) جا واسه همه نبوده، چند نفری مجبور به ایستادن میشن، خوب کی اونهایی که دیر میرسند از جمله این خانم یک پا، اما هیچ کس جاش رو به اون نمیده و حتی اون رو کنار خودش نمیشونه!!!!!!!!!!
تا اینکه بلاخره خود استاد اون رو کنار خودش میشونه.
چه بلایی سر احساسات ما اومده، تازه توی اون اتوبوس همه دختر بودند. دختر توی ذهن من یه ادم احساساتی بود. اما حالا چی میبینیم؟ من اگه جای اون استاد بودم همه دانشجو ها رو مینداختم، درس زندگی مهمتر از درس دانشگاهی هست، اونها نیاز دارن که شدیدن بدونن اشتباه کردن.
خیلی فکر کردم که چرا این اتفاق افتاده؟ چرا ادمها این طور شدند؟
من بارها توی اتوبوس دیدم افراد جاشون رو به پیرمردها دادن، من خودم هر وقت بنظرم ادم مسن تقریبا بالای 65 ببینم جام رو بهش میدم، حتی بعضی وقت ها دعا میکنم خدا من خسته ام پیرمردی سوار اتوبوس نشه.
شما اگه میدونید که چرا جامعه روز به روز بی احساس تر میشه، لطفا به من هم بگید.
تا بعد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

گجت سخنان نغز بزرگان دینی و ایرانی به انگلیسی

شما تا حالا سایتهای که نقل قول مشاهیر یا سخن نغز رو توشون دارن دیدید، مثلا توی همین سایت پائین من یه نمونش رو اضافه کردم. گجتهای اون توی وردپرس و بلاگر و خیلی از سرویس های وبلاگ دهی هست، حتی گجتش توی گوگل برای صفحه ig هم وجود داره. یکی از اونها مثلا این بود که انتیشتن گفته "چیزی رو نفهمیدی مگر اینکه بتونی واسه مادربزرگت توضیحش بدی" .
خوب امروز من یه سخن زیبا از یکی از دوستانم شنیدم که فکر میکنم احتمالا از یکی از بزرگان دینیمونه، گفته بود:

چهار چیز به چهار چیز می خندد تقدیر به تدبیر، مرگ به آرزو، قضا و قدر به احتیاط، رزق به آدمِ حریص

چهارچیز به چهار چیز نیازمند است شرف به ادب، خوشی به امنیت، خویشی به دوستی، عقل به تجرب

بعد به فکرم رسید چقدر عالی میشد اگه این حدیثهای ما که مثل سخن نغز هست یا سخن نغز بزرگان ایرانی به اون سایتها اضافه میشد تا دنیا با بزرگان دینی و ایرانی ما آشنا میشدند.

من متاسفانه وقتش رو ندارم که ساخت گجت رو یاد بگیرم و انگلیسیم اونقدر عالی نیست که بتونم اونها رو خوب ترجمه کنم پس سعی خواهم کرد با پیشنهاد دادن این کار به ادمهایی که فکر میکنم تواناییش رو دارند این فکر رو به گوش اونها برسونم شاید این کار بشه.

از شما دوست عزیز که لینک این نوشته رو واستون میفرستم میخوام که اگه این کار از شما هم بر نمی یاد حداقل به این نوشته لینک بدید و به دوستان مخصوصا دوستان توانمند در این دو کار(ساختن گجت و ترجمه) رو پیشنهاد کنید.

به امید اشنا شدن بیشتر همه ما با این بزرگان
راستی شما پیشنهادی برای عملی شدن این کار دارید؟
همین!

-----------------
پستهای مرتبط:
سخنان نغز از بی خدایان
ایده پروژه دانشجویی کارشناسی کامپیوتر