‏نمایش پست‌ها با برچسب اضطراب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اضطراب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ اسفند ۱۱, یکشنبه

جلسه اول تدریس در دانشگاه

امروز اولین روز تدریسم بود. خیلی هیجان داشتم. شب قبلش خوابم نبرد. چیزهای زیادی از شیطنت های دانشجوها و اذیت کردن استادها، راجب اونها شنیده بودم. خودم هم یک بار سر یک کلاس ناآشنا سمینار داده بودم و بچه ها حسابی شلوغ کردن. این بود که واسه جلسه اول با اضطراب رفتم اما اینجا که من درس میدم پیام نور هست و جلسه اول هم که کسی نمی آد وقتی رفتم سر کلاس فقط 2 نفر دانشجو داشتم. جلسه بعدش 3 تا و دو جلسه بعد اون روز کسی نیومد. خلاصه روز اول خیلی گلابی بود تا ببینیم بعد چی میشه.
تا بعد!
-------
پی نوشت:
تجربه جالبی بود،
ولی به عنوان شغل مناسب نیست
مخصوصا برای کسی که واسش مهم دانشجو مهم باشه، باید از اعصابت مایه بذاری