۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

عقیده من

حرف من اینه
دولت بیکفایته و نالایقه
این رو توی کارهاشون نشون دادن
باید عوض بشن
اما هیچ تعصبی به این که چه کسب جاش بیاد برام وجود نداره
و اصلا هم موافق دخالت خارجی ها نیستم
بعلاوه حتما باید مسئولیت مشکلات معلوم بشه و نتیجه اعمالش رو ببینه وگرنه تضمینی نیست که نفر بعدی هم همین راه رو نره
این رو میگم تا خط فکرم معلوم باشه

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

ایده پروژه دانشجویی کارشناسی کامپیوتر

ترم پیش سیستم عامل درس دادم، بعلاوه همون موقع بود که یه هارد اکسترنال هم خریدم.
خواسته هایی برای استفاده از هارد اکسترنالم داشتم که نرم افزاری برای اون پیدا نکردم.

اما خواسته های من چی بود؟

اول اینه که من اطلاعات زیادی روی هارد اکسترنالم دارم اما از تمام اونها با هم استفاده نمیکنم. بسته به پروژه یا شرایط کاریم ممکنه از یک فولدر در یک زمان بیشتر استفاده کنم. یا بطور موقت از یک فایل استفاده کنم. خوب توی اون هفته اون فولدر رو روی کامپیوترم منتقل میکنم تا نیاز به دسترسی مکرر به هاردم نداشته باشم. بعد از اتمام کارم باید برشکردونم به هارد دیسک.

دوم اینکه من فایلهام رو بسیار منظم نگهداری میکنم اما همیشه هارد اکسترنال به کامپیوتر وصل نیست پس جا گذاری مناسب فایل های جدید به تاخیر میافته و وقتی به تاخیر بیقته زیاد میشه و فراموش میشه چی بود و کار سخت میشه

سوم اینکه من نمیتونم بدون وجود هارد اکسترنالم بدونم چه فایلهایی دارم یا ندارم با اینکه این اطلاعات یعنی دایرکتوری جای بسیار کمی میگیره

چهارم اینکه سرعت هارد من قاعدتا باید از هارد اکسترنال بیشتر باشه. پس ممکنه بخوام برای سرعت بیشتر بعضی فایلها رو از کامپوتر اجرا کنم.

پنجم دیدن یه فیلم از هارد اکسترنال ممکنه 2 ساعت طول بکشه اما اگه فایل خود به خود همون اول کار به کامپیوترم منتقل میشد میتونست وسط کار هارد به حالت اماده باش بره یا حتی وجود دایرکتوری توی هارد اصلی باعث میشه هارد تا زمانی که به فایلی دسترسی نشده بتونه در حالت اماده باش بمونه.

ششم ...

خوب من بخاطر خواسته هام این پستو ننوشتم، بلکه ایده ای هم واسش دارم
توی درس سیستم عامل میخونیم که کش و بافر و حافظه مجازی خیلی از مشکلات بالا رو حل میکنه البته داشتن کپی کامل دایرکتوری در هارد اصلی رو هم میشه به اون اضافه کرد.

این ایده بدرد یه دانشجوی کارشناسی کامپیوتر میخوره که بخواد یه پروژه خوب تحویل بده. بعلاوه این پروژه براش یه سابقه مهم هم خواهد بود.
البته احتمال اینکه بشه ازش پول در اورد کمه، چون اینجا ایرانه. اما اگه بصورت اوپن سورس انجام بشه حتی ممکنه بتونه باعث شهرت انجام دهنده بشه.

حرف اخر: ای کسی که این ایده رو میخوای اجرایی کنی من دو خواهش دارم:
اول اینکه مخفی نکن که ایده رو از اینجا گرفتی.
دوم اینکه خواهش میکنم اسمش محصول و پروژه رو ایلیا بذار. به نام عزیز من.

بعلاوه روی کمک من هم میتونی حساب کنی، همچنین خیلی خوشحال خواهم شد اگه بفهمم میخوای این کار رو بکنی
پست مرتبط:
گجت سخن نغز بزرگان دینی و ایرانی به انگلیسی

۱۳۸۸ دی ۱۸, جمعه

شهردار قاتل و مدیر سلحشور محیط زیست

این مطلب رو توی ریدرم خوندم اما چون نمیتونستم بیشتر از یک بار لایک کنم اینجا کپیش میکنم:

حتماً خبر را شنیده‌اید ... این که مدیر اداره حفاظت محيط زيست شهرستان آستارا – آقای ساسان اکبری‌پور – در روز روشن و در حضور مردم توسط راننده‌ی شهردار لوندويل آستارا اقدام به زیرگیری می‌شود! در حالی که به گزارش ایسنا: «شهردار صراحتاً فرياد مي‌زد که رييس اداره محيط زيست را زير بگيريد، خودم ديه آن را پرداخت مي‌کنم
امّا جرم آن سلحشور سبز چه بود که از سوی شهرداری که باید خود حافظ سبزینه باشد، اینگونه به مرگ نزدیک شد (هرچند خوشبختانه فعلاً جاخالی داده است!)؟
آیا این شرم‌آور نیست که به جرم پاسداری از کیان سبز سرزمین و جلوگیری از تخریب بستر رودخانه و نابودی تالاب ارزشمند «آق»، مأموری را این گونه تهدید و تحدید کنند؟ یادمان باشد که ساسان اکبری‌پور همان سلحشور سبزپوشی است که پیش‌تر از طرح ضربتی خود برای جلوگیری از برداشت غیرمجاز شن و ماسه خبر داده بود؛ همان مدیری که شجاعانه یک باند صید و فروش پرندگان کم‌یاب را کشف و نابود کرد؛ همان مدیری که از حرکت شیرابه‌ها به سمت دریا خبر داد و برای نجات چکاوک آسمانی خون دل‌ها خورد ...
به باورم چنین رخدادهایی مظلومیت مضاعف محیط زیست و طرفداران بی‌پناهش را به خوبی نمایان می‌سازد! نمی‌سازد؟
روایت دیده‌بان عزیز محیط زیست ایران و سبزپرس را از این ماجرای غم‌انگیز بخوانید و اگر دوست داشتید، هر گونه که می‌توانید، انزجار خود را از عمل زشت شهردار لوندویل آستارا اعلام دارید و اگر بیشتر دوست داشتید، از ساسان اکبری‌پور عزیز حمایت کنید.

مرجع : مهار بیابان زایی

۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

پرداخت حقوق در شرکتهای پیمانکاری

بابا این چه وضعیه
امروز بعد از چند ماه دوستم رو دیدم. واسه یه شرکت پیمانکاری کار میکرد، 6 ماهه حقوق نگرفته!!!!!!!!!
مملکته داریم؟
تازه توی شهرداری کار میکنه اما به عنوان کارمند اون شرکت! یعنی یه راه حل واسه این که شهرداری کارمند استخدام نکنه!
یعنی نمیتونن قانون بذارن که اگه شرکت پیمانکار حقوق کارمندهاش رو نداد یا دیر داد شهرداری بیچارشون کنه؟ (چرا میشه بعضی جاها این کار رو میکنن)
اما کی اهمیت میده؟
کی اهمیت میده یه مرد عیالوار 6 ماه حقوق نگرفته باشه؟
اونم از ترس از دست دادن کارش جیکش در نمیاد!
------------
پی نوشت: میگی زندگیش چطور میگذره؟ بعد از ساعت 2 میره کار دیگه میکنه، زنش کار میکنه، قرض میکنه و ...
لعنت به #@!^%^%&&#!@&*

۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

خسته شدم از این همه دروغ

خسته شدم از این همه دروغ
خسته شدم از مردمی که هر دروغی رو باور میکنن
خسته شدم از مردمی که برای پیش برد هدف دروغ میگن
خسته شدم از جنگ قدرتها
خسته شدم از سکوت بره ها
خسته شدم از اسمون ریسمون بافتن ازربط دادن هر چیز به هر چیز
خسته شدم .

۱۳۸۸ دی ۴, جمعه

کتاب: آنچه زنها میخواهند مردان بدانند

من هیچ گاه به معنای واقعی دوست دختر نداشته ام اما فکر میکردم دخترها رو خوب میشناسم، اخلاق و تفکراتشون رو میشناسم. خیلی از شناخت بخاطر دوستانی بود که با دختران رابطه داشتند. اما جدیدا با دوستانم راجب این موضوع بحث میکردیم و من فهمیدم که چقدر در اشتباه بودم. یکی از دوستانم هم تجربیاتش رو بخاطر یک رابطه بد و مراجعه به روانشناس بدست آورده بود. دوستم گفت که اون روانشناس کتابی با عنوان آنچه زنها میخواهند مردان بدانند بهش معرفی کرده. من تا به حال نصف این کتاب رو خوندم و متوجه اختلاف فاحش تفکرات زنان و مردان شدم. خیلی از دعواهایی که از پدر و مادرم، از دوستام و زنهاشون و از بقیه زوجها رو دیدم تازه فهمیدم.
من به همه توصیه میکنم، بیشتر از توصیه، خواهش میکنم این کتاب رو بخونند.
اگر شک دارید زمانی که فکر کردید شریک شما رفتارهای دیوانه کننده داره بسراغ این کتاب بروید.
---------
ممنون دکتر، ممنون محسن

۱۳۸۸ آذر ۱۱, چهارشنبه

دنیای بدون نفت

یادم میاد یه پیشگویی بود که میگفت زمانی خواهد رسید که ادمها دوباره بدون تکنولوژی یعنی با چوب و سنگ و اصلحه های بدوی بجون هم می افتند.
داشتم به روزی فکر میکدم که نفت تمام بشه، با رشد جمعیت و تکنولوژی های جاری چطور میخواهیم چرخ صنعت و زندگی رو بچرخونیم. دنیا به انرژی نیاز داره...
چه چیزی جای ماشین رو میگیره؟
آیا باز هم هواپیمایی خواهد بود؟
کارخوانه ها چه خواهند کرد؟
نیاز به پلاستیک چه خواهد شد؟
چقدر از دنیای ما پلاستیکی هست؟
چقدر از لباسمون پلاستیکیه؟
آیا بدون قیر جاده خواهد بود؟
چه چیز میتواند جای خالی پلاستیک را بگیرد؟
جزیره ها چه خواهند کرد؟
آیا باز هم کشتی های امروزی وجود خواهند داشت یا عصر کشتی های بادبانی دوباره شروع خواهد شد؟
انتظار شما برای دیدن آن روز زیاد به طول نخواهد انجامید.