‏نمایش پست‌ها با برچسب اراده. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اراده. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

شرایط آزمایشگاهی

داشتم فکر میکردم شاید این دنیا یه شرایط ازمایشگاهی برای امتحان منه
شاید تنها من (این من رو به خودت بگیر) انسانم. و تمام ادمهای دور و برم فرشته اند. اونها دارند نقش بازی میکنند. شاید تمام رنجهایی که در ادمهای اطراف میبینم، شاید تمام تفاوت ها، شاید تمام خوشی ها و بدبختی ها، شاید تمام بدی ها و خوبی ها، شاید تمام مزیتها و عیبها، شاید تمام برتریهای اطرافیان به من و کاستیهای دیگران نسبت به من فقط یه وهم باشه. شاید امتحان من در این شرایط، در شرایطی که اگر این انسان(من) در این شرایط باشه از امتحان پیروز در میاد یا شکست میخوره
بگذار فکر کنیم همه دنیا ازمایشگاهی برای ازمایش ماست
بگذار فکر کنیم تمام ادمهای اطراف ما فرشته هستند و ما باید فرض کنیم که ادمند و بهتر اعمالمان را انجام دهیم.
بگذار فکر کنیم هیچ کس نسبت به ما ضعف یا برتری ندارد، همه و همه برای امتحان ماست
بگذار فکر کنیم چطور میتوانیم بدون در نظر گرفتن اینده خود بهترین عمل انسانی را انجام دهیم
بگذار فکر کنیم چطور یه انسان نمونه باید در هر شرایطی رفتار کند

۱۳۸۸ فروردین ۲۴, دوشنبه

اراده انسان در ساختن باور است


11:08 ق.ظ

خانم رها پست های جالبی نوشتند درباره اراده و اراده آزاد. من اونها رو دنبال میکنم و خیلی برام جالبن. این پست ها بنظر دارند این عقیده رو میرسونند که تصمیم انسان تابعی هست که ورودی های اون وضعیت رخداد، وضعیت و عاملهای خارجی (مثل جامعه و دوستان) و پیشینه و رخدادهای قبلی انسان هست و جمع اینها باعث میشه که انسان یک تصمیم بگیره. شاید چیزهای دیگه مثل استعدادها و شکل مغز انسان هم دخیل باشه ولی در کل بنظر عده ای معتقدند واکنشهای انسان تابعی از شرایط پیرامون در زمان حال و گذشته بعلاوه شرایط درونی انسان هست.

ازمایشات هم نشون میده که مغز انسان هست که داره تصمیم میگیره نه خود خوداگاه انسان. و عمکرد مغز هم ناشی از سیگنالهای ورودی(وضعیت حال)، حافظه و ساختار اون هست. پس اراده چی میشه. بنظر این تئوری خیلی درست میاد اما بنظر من اراده انسان در لحظه تصمیمگیری وارد عمل نمیشه بلکه اراده از قبل شکل گرفته، منظورم باورهای ما هست، باورهای ما مثل جاده ها میمونن و تصمیم گیری ما ماشینی هست که توی این جاده داره حرکت میکنه، برای این هست که انسان تصمیم گیری سریعی داره، حتی سریعتر از اونی که خودش بفهمه. باورهای ما اونی نیست که راجبشون حرف میزنیم چون ما همیشه وقتی قرار باورهامون رو مطرح کنیم سراغ ایده‌الهایی که یاد گرفتیم میریم. ما باورهامون رو در لحظات فکر کردن به رویدادها و بصورت کم کم ، میسازیم. و وقتی لحظه تصمیم گیری شد در صورتی که تضادی بین باورهامون رخ نده بدون معطلی تصمیم گیری میکنیم.


این چیزی هست که من با تفکر به مسائله اراده و خواندن نوشته های خانم رها به اون رسیدم اما دوست دارم نظر شما رو هم بدونم.

همین!